تربیت پسر ۱۱ ساله؛ چگونه پسر باهوشتر، زیرکتر و مستقلتر تربیت کنیم؟
با تمام شدن سن یازده سالگی در پسران، دوران کودکی در حال تمام شدن است و مادران توقع دارند که فرزندان با کودکی خداحافظی کنند و وارد مرحله جدیدی از زندگی شوند. تربیت پسر 11 ساله زمانی اهمیت پیدا می کند که در این میان بسیاری از مادران نگران هستند که فرزند ۱۱ سالهشان هنوز مانند همسن و سالهایش پخته، مستقل یا زیرک نشده باشد. زمانی این نگرانی بیشتر می شود که کودک در جمع، در تصمیمگیری یا در حل مسائل روزمره، رفتاری بچگانهتر از بچه های دیگر نشان میدهد. اما نکته مهم این است که این زیرکی و باهوشی فقط به استعداد ذاتی کودک وابسته نیست؛ بلکه نتیجهی آموزش، تجربه، تمرین و سبک تربیتی درست والدین است. پس برای تربیت پسر ۱۱ ساله که باهوش، زیرک و مستقل باشد باید در نوع تربیت و رفتار با پسرمان تغییری ایجاد کنیم.
در این مقاله بهصورت کامل بررسی میکنیم که یک مادر چگونه میتواند به رشد ذهنی، اجتماعی و شخصیتی پسر ۱۱ سالهاش کمک کند تا باهوشتر، زیرکتر و مستقلتر شود.

چرا بعضی پسرها در ۱۱ سالگی هنوز بچگانه رفتار میکنند؟
رشد کودکان یکسان نیست. بعضی بچهها از نظر جسمی زودتر رشد میکنند، اما از نظر هیجانی یا اجتماعی دیرتر به بلوغ میرسند. این را هم در نظر داشته باشید که بازی در کودکی نشانه بردباری در بزرگسالی کودک است. پيامبر خدا صلياللهعليهوآله: «بازى گوشى (شيطنت) بچّه در كودكى ، مايه فزونى خِرد او در بزرگ سالى است.»[1]
اما عواملی که میتوانند باعث شوند یک پسر ۱۱ ساله بچگانهتر دیده شود، عبارتاند از:
– وابستگی زیاد به مادر یا خانواده؛ با بزرگ تر شدن فرزند، وابستگیاش به مادر باید کم تر شود و نیازهای عاطفی او به مادر باید توسط اعضای دیگر خانواده تامین شود.[2]
– کمبود مسئولیتپذیری در خانه
– اعتمادبهنفس پایین
– کمبود تجربه در تصمیمگیری
– مقایسه شدن با دیگران
– بیش از حد محافظت شدن
– کمبود ارتباط با همسنوسالها
– نبود الگوهای رفتاری مناسب
بنابراین، قبل از هر چیز باید بپذیریم که کودک برای رشد بهتر، به جای سرزنش، به آموزش مهارتهای زندگی نیاز دارد.

۱. به جای سرزنش، روی رشد مهارتها تمرکز کنید
یکی از اشتباهات رایج والدین این است که به کودک برچسب میزنند؛ مثلاً میگویند:
– «تو هنوز بچهای»
– «چرا مثل بقیه زرنگ نیستی؟»
– «از تو انتظار بیشتری داشتم»
این جملات نهتنها کمکی به رشد کودک نمیکند، بلکه ممکن است باعث کاهش اعتمادبهنفس و افزایش وابستگی او شود. : اعتماد به نفس پایین باعث افسردگی، احساس بدبختی، ناامنی و اطمینان پایین[3] می شود.
در عوض، بهتر است تمرکز شما بر این باشد که چه مهارتهایی را باید به او یاد داد.

مهارتهایی که باید تقویت شوند:
– تصمیمگیری
– مسئولیتپذیری
– حل مسئله
– مدیریت احساسات
– فن بیان
– جرئتمندی
– برنامهریزی
– خودکنترلی
وقتی کودک یاد بگیرد چطور فکر کند، انتخاب کند و پاسخ بدهد، بهمرور زیرکتر و پختهتر میشود.

۲. مسئولیتهای متناسب با سن به او بدهید
یکی از مهمترین روشها برای تقویت هوش عملی و استقلال در پسر ۱۱ ساله، دادن مسئولیت واقعی است. هیچ سنی برای پذیرش مسئولیت برای کودک زود نیست. بنابراین نه تنها از کار کودک در خانه نباید جلوگیری کرد، بلکه باید به او اجازه داد که کاری را انجام دهد و خود بفهمد که آن برایش زود یا دیر است؛ ولیدر هنگام شکست به او باید کمک کرد در برای اینکه جنبه رهبری کودک پرورش یابد او نباید مطیع محض ما باشد. بلکه باید به او اجازه داد که گاهی خود به امر و نهی کند یا در کارش که انجام داده است حداقل نظرش را بتواند بگوید.[4]
کودکی که همیشه همه چیز برایش آماده است، کمتر فرصت پیدا میکند فکر کند و تصمیم بگیرد. اما وقتی مسئولیت دارد، ذهنش فعالتر میشود.
نمونه مسئولیتهای مناسب:
– مرتب کردن اتاق و وسایل شخصی
– جمع کردن کیف مدرسه
– آماده کردن لباسهای روز بعد
– مراقبت از وسایل خودش
– کمک در خریدهای ساده
– مدیریت مقدار مشخصی پول توجیبی
– انجام بخشی از کارهای خانه

چرا مسئولیت باعث باهوشتر شدن میشود؟
چون کودک یاد میگیرد:
– برنامهریزی کند
– اولویتبندی داشته باشد
– پیامد کارهایش را بسنجد
– راهحل پیدا کند
– روی خودش حساب باز کند
این تجربهها پایههای هوش عملی را شکل میدهند؛ همان چیزی که در زندگی واقعی بسیار مهمتر از حفظ کردن مطالب است.
۳. اجازه دهید اشتباه کند و از اشتباه یاد بگیرد
اگر همیشه جلوی اشتباهات فرزندتان را بگیرید، او فرصت رشد پیدا نمیکند. پس اگر اشتباه کرد بگذاریدپیامد کار خود را ببیند. بعد از آن به او گوشزد کنید که اگر انسان اشتباه یا در کاری کم کاری کند حتما پیامدش را خواهد دید و گاهی استرس کم کاری کردن از زحمت کار کردن زجرآور تر خواهد بود.
بدانید: اشتباه کردن بخشی از یادگیری است. کودک باید تجربه کند که:
– اگر دیر آماده شود، شاید به موقع نرسد
– زمانی که وسایلش را گم کند، باید خودش دنبالش بگردد
– اگر برای امتحان برنامه نریزد، نتیجهاش را ببیند
البته منظور این نیست که او را رها کنید؛ بلکه باید اجازه تجربه کنترلشده به او بدهید.

به جای حل فوری مشکل، سؤال بپرسید
برای فعال کردن ذهن کودک و این که در مواقع سخت بتواند خودش تصمیم بگیرد گاهی بهتر است در واقعی که مشکلی او را ناراحت می کند سوالات زیر را از او بپرسید:
– «به نظرت مشکل از کجا شروع شد؟»
– «الان چه راهحلهایی داری؟»
– «دفعه بعد چه کار متفاوتی میکنی؟»
– «از این اتفاق چی یاد گرفتی؟»
این سبک گفتوگو باعث میشود کودک به جای وابستگی، تفکر انتقادی و حل مسئله را تمرین کند.
۴. مهارت حل مسئله را به شکل روزمره تمرین دهید
زیرکی یعنی بتواند در موقعیتهای مختلف، راهحل مناسب پیدا کند. این مهارت با تمرین رشد میکند، نه با نصیحت.
راههای تقویت حل مسئله:
– بازیهای فکری (امروزه این بازیها در مدل های مختلف در بازار موجود است)
– پازل، شطرنج، معما
– سؤالهای موقعیتی: یعنی در موقعیت های مختلف سوال هایی مطابق با آن موقعیت بپرسید.
– گفتگو درباره اتفاقات مدرسه: اینکه اجازه بدهید در مورد مشکلات مدرسه حرف بزند و خودش آن ها را تحلیل کند.
– تمرین سناریوهای فرضی: اتفاق های فرضی را در نظر بگیرید و از او بپرسید که در آن موقعیت بنا است چه کار انجام دهد.

مثال:
اگر دوستت از تو ناراحت شد، چه کار میکنی؟
در کلاس کسی تو را مسخره کرد، چطور جواب میدهی؟
اگر پول توجیبیات کم بود و چیزی خواستی، چه برنامهای میچینی؟
این سؤالها مغز کودک را وادار میکند فکر کند، نه اینکه فقط واکنش احساسی نشان دهد.
کودکی که قبل از عمل فکر میکند، در نگاه دیگران نیز زیرکتر و پختهتر دیده میشود.
۵. اعتمادبهنفس او را از مسیر درست تقویت کنید
بسیاری از بچههایی که ظاهراً کودکانه رفتار میکنند، در واقع اعتمادبهنفس پایینی دارند. آنها برای تصمیمگیری، حرف زدن یا دفاع از خود دچار تردید هستند.
برای افزایش اعتمادبهنفس:
– موفقیتهای کوچک او را ببینید
– تلاشش را تحسین کنید، نه فقط نتیجه را: یعنی اگر کاری را انجام داد اما نتیجه دلخواه نداد به او بگویید: آفرین کارت خوب بود و در ادامه تشویقش کنید برای بهتر شدن.
– از مقایسه با دیگران خودداری کنید؛ کودکان به منظور نشان دادن توانایی ها و مهارت های زندگی نیاز به فرصت و گذشت زمان دارند. به هر حال به منظور فرصت دادن به کودک لازم است به خاطر داشته باشید که توانائی های او را با فرد دیگری مانند خواهر ، برادر یا سایر کودکان مقایسه نکنید. مقایسه کردن دلیل بر عدم احترام برای فردیت کودک بوده و به او امکان مورد تحسین واقع شدن به خاطر مهارتها و توانائی هایش را نمی دهد.[5]

– اجازه دهید خودش بعضی کارها را انجام دهد
– اشتباهاتش را بزرگ نکنید
جملههای درست برای تشویق:
– «خوب فکر کردی»
– «روش جالبی پیدا کردی»
– «از اینکه خودت تلاش کردی خوشم اومد»
– «تو میتونی این کار رو خودت انجام بدی»
وقتی کودک احساس کند توانمند است، کمتر ترسو و وابسته میشود و بیشتر وارد عمل میشود. این احساس توانمندی، یکی از مهمترین عوامل رشد هوش و زیرکی است.
۶. محیط ذهنی غنی برایش بسازید
هوش فقط با درس و مشق رشد نمیکند. کودک به محیطی نیاز دارد که او را به فکر کردن، پرسیدن و یاد گرفتن تشویق کند.
کارهایی که کمک میکنند:
– کتابهای مناسب سنش تهیه کنید
– درباره موضوعات مختلف با او گفتوگو کنید؛ گفت و گو با کودک علاوه بر اینکه علم و آگاهی او را بالا می برد، باعث می شود اعتماد به نفسش هم بالا برود
– مستندهای آموزشی مناسب نشان دهید
– بازیهای فکری جایگزین سرگرمیهای بیهدف کنید
– او را به یادگیری یک مهارت جدید تشویق کنید

نمونه مهارتهای مفید:
– ورزش
– موسیقی
– کاردستی
– برنامهریزی
– آشپزی ساده
– زبان دوم
– مهارتهای دیجیتال
محیطی که در آن کنجکاوی تشویق میشود، به رشد هوش کلامی، هوش منطقی و خلاقیت کمک زیادی میکند.
۷. مهارتهای اجتماعی و فن بیان را آموزش دهید
زیرکی فقط به درس خوب خواندن محدود نمیشود. یک پسر ۱۱ ساله باید یاد بگیرد چگونه:
– واضح صحبت کند
– نظرش را بیان کند
– در جمع حضور داشته باشد
– از خودش دفاع کند
– «نه» بگوید
– به دیگران احترام بگذارد

چرا این مهارتها مهماند؟
چون بسیاری از رفتارهایی که «بچگانه» به نظر میرسند، در واقع ناشی از ناتوانی در ارتباط هستند.
کودکی که بلد نیست حرف بزند یا احساسش را منتقل کند، ممکن است منفعل، وابسته یا حتی عصبی دیده شود.
تمرینهای ساده:
– نقشبازی کردن در خانه
– تمرین معرفی خود
– تعریف داستان کوتاه برای خانواده
– پاسخ دادن به سؤالهای باز
– تمرین درخواست کردن محترمانه
این مهارتها در مدرسه، جمع دوستان و آینده اجتماعی او بسیار تأثیرگذارند.
۸. استفاده از الگوی رفتاری مناسب را فراموش نکنید
پسرها معمولاً از الگوها خیلی یاد میگیرند.
اگر یک الگوی مردانه سالم در زندگی کودک وجود داشته باشد، میتواند به رشد شخصیتی او کمک زیادی کند.
این الگو میتواند چه کسی باشد؟
– پدر
– دایی
– عمو
– مربی
– معلم قابلاعتماد
– برادر بزرگتر

الگو باید به کودک نشان دهد:
– مسئولیتپذیری یعنی چه؟
– احترام چگونه است؟
– کنترل احساسات چه اهمیتی دارد؟
– چطور میشود هم مهربان بود و هم قاطع؟
اگر کودک ببیند یک مرد بالغ با آرامش، منطق و اعتمادبهنفس رفتار میکند، ناخودآگاه از او یاد میگیرد.
۹. به رشد هیجانی او اهمیت بدهید
باهوش بودن فقط به توانایی ذهنی مربوط نیست؛ هوش هیجانی هم بسیار مهم است.
کودکی که احساسات خود را میشناسد و مدیریت میکند و بداند در مقابل هر کدام از احساسات باید چه رفتاری از خود بروز دهد، در عمل بسیار پختهتر رفتار میکند.
هوش هیجانی را چگونه تقویت کنیم؟
– احساساتش را نامگذاری کنید
– درباره ناراحتی و خشم با او صحبت کنید.
– به او یاد دهید قبل از واکنش، مکث کند
– راههای آرام شدن را آموزش دهید؛ اینکه و وقتی ناراحت است یا خشمگین می شود اولین کار این است که محل را ترک کند یا چند نفس عمیق بکشد.
– به احساساتش بیاعتنایی نکنید
مثال:
به جای اینکه بگویید «این که ناراحتی نداره»، بگویید:
«میفهمم ناراحت شدی، بیا با هم ببینیم چطور میشه بهترش کرد.»
کودکی که احساس کند فهمیده میشود، بهتر یاد میگیرد که خودش هم احساساتش را مدیریت کند.
۱۰. برنامه روزانه منظم برای او بسازید
کودکانی که نظم دارند، معمولاً در رفتار هم پختهتر دیده میشوند.
بینظمی باعث میشود کودک دائم در حالت واکنشی باشد، نه کنترلی.
یک برنامه ساده روزانه میتواند شامل:
– زمان مشخص برای بیدار شدن
– ساعت ثابت برای درس
– زمان بازی
– زمان استراحت
– مسئولیتهای روزانه
– زمان خواب منظم
وقتی کودک با نظم آشنا میشود، مغزش بهتر برنامهریزی میکند و مسئولیتپذیری بیشتری پیدا میکند.

۱۱. چه کارهایی را نباید انجام دهید؟
اگر میخواهید پسرتان باهوشتر و زیرکتر شود، از این رفتارها دوری کنید:
– مقایسه دائم با دیگران
– تحقیر یا تمسخر
– کنترل افراطی
– انجام همه کارها به جای او
– نادیده گرفتن احساسات
– توقع بیش از حد بدون آموزش
– برچسب زدن مثل «کند»، «بچه»، «ضعیف»
این رفتارها نهتنها رشد را کند میکنند، بلکه ممکن است کودک را بیشتر وابسته و منفعل کنند.
نتیجهگیری
رفتار بچگانه پسر 11 ساله را می توان با بعضی از کارها از جمله؛ مسئولیت دادن، تقویت اعتمادبهنفس، آموزش حل مسئله، رشد مهارتهای اجتماعی و ایجاد محیطی غنی و حمایتی میتوانید به او کمک کنید تا باهوشتر، زیرکتر و مستقلتر شود.
در این راه نباید او را با دیگران مقایسه کنیم؛ بلکه باید به او کمک کنیم تا بهترین خودش باشد. یادتان باشد که در این راه صبر بسیار مهم است.
منابع
[1] – كنز العمّال : ج 11 ص 91 ح 30747، به نقل از کتابخانه احادیث شیعه
[2] – احمد صادقیان، قرآن و بهداشت روان، قم: پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1386، ص 151
[3] – مدیریت رفتار، مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، ص632
[4] – واحد تحقیقات موسسه فرهنگی هنری جام طهور، دائره المعارف طهور: فرهنگ و علوم انسانی، ص1506
[5] . بانک جامع پزشکی، مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، ص10469
نویسنده: رقیه زارع
چرا کودکان دروغ می گویند و والدین چه کاری می توانند در مورد آن انجام دهند



